فعالیت زنان ایرانی در عرصه‌های مختلف از جمله ورزش کوهنوردی رشد چشمگیری داشته است. پروانه کاظمی یکی از میلیون‌ها زن ایرانی است که در کنار زندگی اجتماعی خود در عرصه کوهنوردی نیز به طور جدی فعالیت دارد.

او از کودکی با کوه و طبیعت بیگانه نبود اما کوهنوردی را به صورت جدی از سال ۸۴ آغاز کرد. کاظمی ضمن این‌که کوهنورد فعالی است در عرصه هنر معرق‌کاری هم بی‌نظیر است. او همه افتخاراتش را مدیون همسرش است گویا ایشان معتقدند آرامش خاطری که همسرشان به او می‌دهد باعث پیشرفت او در کوهنوردی شده است.

اما کاظمی از زبان خودش:

من پروانه کاظمی متولد سال ۱۳۴۹ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی محض به اتمام رساندم و چند سالی را در دبیرستان تدریس کردم و الان تدریس خصوصی ریاضی می‌کنم. کارهای هنری زیادی در کنار ورزش انجام دادم. یکی از این کارها معرق‌کاری است که زیر نظر بزرگ‌ترین استاد معرق کار آقای اینانلو دوره دیدم. ورزش را بعد از دانشگاه شروع کردم.

- سال ۷۱ با آقای ضابط ازدواج کردم و فرزندی ندارم.

خانواده‌سبز: چرا به شما لقب هیمالیانورد دادند؟

کاظمی: سال ۸۹ اولین صعود خارجی‌ام را انجام دادم؛ قله موستاق آتا به ارتفاع ۷۵۴۶ متر در چین که اسمی ترکی دارد و به «پدر کوه‌های یخی» معروف است و در غرب چین واقع شده. تابستان سال ۸۹ بود که صعود موفقی را از این کوه داشتیم. در بهار امسال به کشور نپال رفتم و قله «کاتاسلو» به ارتفاع ۸۱۶۳ متر را که هشتمین قله مرتفع دنیا و پنجمین کوه خطرناک بین هشت هزار متری‌هاست فتح کردم و صعود خارجی که اخیرا انجام دادم یکی از تکنیکی‌ترین قله‌های انفرادی هیمالیا بود به نام «آمادابلام» در کشور نپال که ۶۸۵۶ متر ارتفاع داشت و این صعود را به صورت انفرادی انجام دادم.

خانم کاظمی عقیده دارد که محیط کوه و آن آزادی و رهایی و لذت رسیدن به اوج، احساسی است که در هیچ رشته ورزشی وجود ندارد.

خانواده‌سبز: آیا کوهنوردی برای یک خانم سخت نیست.

کاظمی: نه اصلا اگر بخواهیم این طور محاسبه کنیم که زندگی برای یک خانم کلا سخت است(باخنده) از دیدگاه من کوهنوردی اصلا ورزش سخت و خشنی نیست. طبق تحقیقات علمی خانم‌ها در ارتفاع عملکرد بدنشان معمولا بهتر از آقایان است. شاید خانم‌ها از نظر قدرتی در کارهای روزمره در مقایسه با آقایان پایین‌تر باشند اما جالب است بدانید که بدنشان در ارتفاع خیلی استقامت دارد و خود را با محیط کوه تطابق می‌دهند. (همسر خانم کاظمی حرف او را تایید می‌کند و می‌گوید: شاید در خانه پروانه در یک بطری را هم نتواند باز کند اما در کوه و ارتفاع مثل یک پرنده عمل می‌کند!)

خانواده‌سبز: فکر می‌کنم کوه به شما آرامش می‌دهد.

کاظمی: یقینا همین طور است. اولا احساس خوشایندی است که می‌توانی کاری را انجام دهی و مهم‌تر از همه پاکی، سادگی، بی‌آلایشی و بی‌نیازی کوه، انسان را می‌سازد، از این زندگی پیچیده شهری و آلودگی هوا جدا شده و نیازهای انسان ابتدایی‌تر می‌شود و به اصل خودت نزدیک می‌شوی. دیگر این‌که در کوه از زندگی خسته‌کننده و مشکلات روزمره خبری نیست. شاید درکوه یک مقدار آب گرم برای شما آرزو باشد و اینها همه درس زندگی است.

خانواده‌سبز: از فدراسیون کوهنوردی چه خبر؟

کاظمی: ترجیح می‌دهم در مورد فدراسیون صحبتی نکنم! هیات کوهنوردی استان تهران حسن نظر دارد و حداقل این است که تبریک به ما می‌گوید و همایش تجلیل از هیمالیانوردان را هر سال برگزار می‌کند من وقتی از سفر به هیمالیای نپال بازگشتم فدراسیون حتی یک پیام تبریک هم نداد!

خانواده‌سبز: می‌گویند اولین زن ایرانی هستید که هیمالیانورد شناخته شده‌اید؟

کاظمی: در واقع هر سه صعودم را به عنوان اولین زن ایرانی انجام دادم. صعود قلعه آمادابلام را قبل از من فقط دو مرد ایرانی توانستند انجام دهند. در هیمالیا و نپال افراد خارجی وقتی متوجه می‌شدند من از ایران به تنهایی برای صعود آمدم برخوردشان عوض می‌شد و به من احترام می‌گذاشتند و از من تشکر می‌کردند. همین برایم کافی است و احساس می‌کنم جواب زحمات خود را گرفتم.

خانواده‌سبز: آیا در این صعودها اسپانسر هم داشتید؟

کاظمی: نه همیشه خرج سفرم را خودم شخصا دادم! تنها اسپانسر و حمایت‌کننده من همسرم آقای ضابط است. از کشورهای مختلفی برای هیمالیانوردی آمدند. هر کوهنورد حداقل ۵ اسپانسر داشت و تمام امکانات در اختیارشان بود به دلیل این‌که آنها برای ورزش و ورزشکار خود احترام قایلند و برایشان کافی است که این خانم و یا آقا تلاش خود را بکنند. حال می‌خواهد صعود کنند یا نکنند! خیلی برای این افراد خارجی عجیب بود که به عنوان اولین زن ایرانی آمدم و هیچ حمایتی نداشتم و با هزینه شخصی به این سفر آمدم. برای صعود به قله آمادابلام شش میلیون و برای صعود به قله ماتاسلو ۱۲ میلیون هزینه کردم. تازه وسایلی از قبیل کفش و لباس را هم از قبل داشتم. همان طور که می‌دانید کوهنوردی ورزش گرانی است.

خانواده‌سبز: از این‌که روزها و شاید هم هفته‌ها در کوه می‌مانید هراسی ندارید؟

کاظمی: نه اصلا، برایم عادی است. حتی از شب‌های کوه هم هراسی ندارم. فقط در صعود آخرم دستم یک بریدگی خیلی عمیق برداشت که ۵ بخیه خورد. در حالی که مسیر خیلی فنی و تکنیکی بود و تلاش می‌خواست. در کمپ خواستم بخیه‌ها را بکشم که دیدم خونریزی می‌کند. برای این صعود باید مرتب از دستانم استفاده می‌کردم. فکر کنید با دست بخیه زده و یک کوله پشتی سنگین باید شیب‌های تند ۸۰ یا ۹۰ درجه را می‌گذراندم. سخت بود ولی گذشت. کوهنوردی شیوه زندگی است و به انسان یاد می‌دهد که چطور با سختی‌ها مبارزه کند.

پای صحبت آقای ضابط همسر کاظمی

خانواده‌سبز: چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

کاظمی: برنامه سنگینی برای فصل بهار دارم که هزینه خیلی بالایی دارد. اما تمریناتم را به طور کامل با امیدواری انجام می‌دهم. دارم تلاش می‌کنم دو قله ۸۰۰۰ متری در اورست را همزمان صعود کنم.

خانواده‌سبز: حرف آخر.

لیلااسفندیاری دوست عزیزم خیلی دوست داشت که زن‌ها را موفق ببیند من هم امیدوارم زن‌های ایرانی یک کم خودشان را باور کنند. از همسرم تشکر می‌کنم چون با آرامش خاطری که به من می‌دهد مرا حمایت معنوی می‌کند و همفکری، همدلی و همراهی‌اش مهم‌ترین انگیزه است…